بروزش کردم (خسته نباشید)سلام...
ابتدا این روزها را به تمام آشنایان تبریک عرض میکنم و امیدوارم خشنود، سرزنده و دلشاد باشید.
» بعد از چندی بیحوصلگی و خستگی از کارهای روزانه، به دیار آذریهای ایران سفر کردم و یا بهتر بگویم به دیار نیاکان خودم به دیار پدرانم، خلاصه چند روزی را در آن منطقه به سر بردم و پس از گذراندن روزهای زیبا برای انجام کارهایم به شهرم برگشتم و بعد از چند روز به فکر به روز رسانی وبلاگ افتادم و برای همین شعر زیبای را برای شما انتخاب کردم.
سوتک
پس از مردن چه خواهد شد نمیدانم
نمیخواهم بدانم:
کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم:
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پیدرپی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و فریاد گلویم:
گوشها را بر ستوه آرد
و خواب خفتگان،
آشفته و آشفتهتر سازد
و گیرد او،
بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام
به نام آنکه اشک را آفرید تا شهر عاشقان آتش نگیرد
تهیه (محمد جعفرزاده)
+
2/9/1387ساعت12:49 توسط bidar
| لینک ثابت |
دريافت كد ستاره باران وبلاگ
Digital Clock - Status Bar

گالري عكس بهاربيست
فال عشق